شمس الدين حافظ
12
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
از خصوصيات انتقال و اشاعه و كاركردهاى اجتماعى و اعتقادى و ارزشها و باورهايى دانستند كه از نسلى به نسلى انتقال مىيابد و سينهبهسينه به ارث مىرسد . با تعاريف فوق : حافظ يكى از كسانى است كه فرهنگ پربار و غنى اسلامى و ايرانى را به وسيلهء كلام و مفاهيم به تصوير كشانده و تابلويى زيبا برابر ديدگان هر خوانندهاى ترسيم ساخته و از نسلى به نسلى انتقال داده است . حافظ : انسان كاملى است ، در عين اينكه فرهنگ غنى اسلامى و ايرانى را معرفى مىكند اما تنها مبلغ و منادى فرهنگ خاصى هم نيست ، بطور كلى جمع اضداد است كه سوقدهندهء هر انسانى به سوى كمال و تعالى مىباشد ، پس هر انسانى در هر گوشهاى از اين جهان خاكى زندگى مىكند ، مخاطب اوست . حافظ نمونهء برجسته و تمام عيار هنرمند است ، او هنرمندى واقعبين و ژرفنگر و خلاق و مبتكرى است كه هنر خويش را به بهترين صورت عرضه داشته است ، به همين جهت است كه ديوانش در هر خانهاى رهگشاى دلها و روحهاى صافى است و انحصار به فرد خاصى ندارد . شمس الدين محمد را لسان الغيب و سلطان العشاق مىدانند و ديوان او را دلنامه - روحنامه - آيينه جهانبينى ايرانى - فالنامه - عشقنامه - غزلنامه - جاننامه و . . . خواندهاند . حافظ با نيروى خلّاق و استعداد شگرف خويش از هر شاعر ديگرى هنرمندانهتر در جادهء سخن و بيان واقعيتها گام برداشته است و به عنوان پرچمدار يك ملت زنده و خوشذوق و مقاوم و شكوهمند ، با سپاه معانى و مفاهيم پرنغز خويش توسط سمند بادپاى كلام پارسى آخرين پلههاى بيان و انديشه و خلاقيت انسانى را در نور ديده است ، به همين جهت جغرافياى تاريخى و تاريخ جغرافيايى او مربوط به زمان و مكان خاصى نمىباشد ، بلكه خلاق و آفرينندهء معانى بديع و بكر و زندهايست كه مدينهء فاضله انسان را براى هميشهء تاريخ پىافكنده است . حافظ ، با بهرهگيرى از مفاهيم و معانى قرآنى در جادهء عرفان عملى و سير و سلوك و تهذيب نفس انسانى گام نهاده و با آفتاب شادىبخش و سخن و كلام خويش مجموعهاى از والاترين موعظهها و پندهاى حكمتآميز و عبرتآموز اخلاقى - كه فلسفهء زندگى را تشكيل مىدهد - براى همه به ارمغان آورده است . فلسفهء حيات را با اصطلاحات جديد خود رونق و صفا بخشيده و به عنوان يك متفكر اجتماعى و به عبارت بهتر يك مصلح بزرگ با آفتهاى اجتماعى در مىافتد ، زيرا او دردها و فسادها و آسيبها را تا اعماق وجود خود حس مىكند و به چشم مىبيند كه فتنهء طوايف و گروههاى رقيب بر سر مردم بيچاره چه آورده است ! ! حافظ در زمان حاكميت شيخ خونخوارى همچون « امير پير حسين » مىزيست كه به ريا قرآن